بلا تار به عنوان میراث خوار سینمای مدرن اروپا ، سینماگری سبک محور است وتجربه گرایی در مدرنیسم رادیکالش گاه تنه به تنه آوانگاردهای سینمایی دهه 1920 میلادی (امپرسیونیست های فرانسه، سینمای اکسپرسیونیستی آلمان و مکتب مونتاژ شوروی) می زند.

مدرنیست های اروپا در دهه 1960 و 1970 همچون آنتونیونی، برگمان ، تارکوفسکی و یانچو به دلیل رویکرد شخصی در نظام روایی آثارشان، بخصوص در مبحث کارگردانی (کار با دوربین و میزانسن علی الخصوص) و تدوین، به تخطی از فضاهای فرموله شده ژانرمحور شناخته می شوند. توجه به بیانگرایی و شکل دهی نحو سینمایی شخصی در آثار سبک محور رکن اصلی به شمار می آید.

عناصری چون میزانسن، ابعاد نماها و حرکات دوربین، ریتم، بازی بازیگران در سینمای ژانر شکل تکثیر یافته ی الگوی واحدی هستند اما در کارنامه سینمایی مدرنیست های اروپا ( و میراث خواران معاصرتر همچون آکی کوریسماکی، الکساندر سوخوروف و تئو آنجلوپلوس) شاهد تغییر و تحول سبکی به فراخور درک و دریافت های فیلمساز در دوره های مختلف ، هستیم. این امر نشان از توجه ویژه این دسته از فیلمسازان به مفهوم نحو سینمایی و گستردن ابعاد نحو در سبک شخصی شان، دارد. مقایسه آثار تار خود نشانگر این نکته است. برای مثال قیاس و توجه به تفاوت های بیانی بین فیلم گاه شمار خزان (1985) و مردی از لندن (2007)، موید این نکته است که سینمای تار چگونه در دام تکرار نغلتیده بلکه رفته رفته بیان استیلیزه و شخصی تر در گذر ایام کسب کرده است.


مکان داستان های فیلم های بلاتار شهرهای کوچک و روستاهای اندوه زده است . زمان در آثارش معمولا زمستان است اما زمستان های بدون برف. شخصیت های فیلم های وی را معمولا افرادی از اقشار پایین دست اجتماع تشکیل می دهند. افرادی که همواره در پی معاش اند. شخصیت ها همواره در حرکتند اما نه حرکاتی تهیج کننده و دراماتیک بلکه کنش هایی روزمره و توام با ملال. چرخه حرکت شخصیت ها که هیچ گاه در جهان فیلم های تار باز نمی ایستد نه از سر انتخاب که از جبر زندگی است.
ویدئو مربوط به صحنه هایی از فیلم اسب تورین آخرین ساخته بلا تار