در هیاهوی زندگی مدرن و در میان انبوه سرگرمیهای دیجیتال، گاهی طنین یک داستان قدیمی میتواند جادویی فراموششده را احیا کند. این دقیقاً همان اتفاقی است که با اجرای نمایش موزیکال کودک «جیرتدان» در سالن آمفیتئاتر اقبال آذر رخ داد؛ رویدادی که فراتر از یک تئاتر ساده، به یک جشن فرهنگی و پیوند نسلی بدل شد.
زمانی که چراغهای سالن کمنور شدند، همهمهی پرشور خانوادهها و چشمهای کنجکاو کودکانی که شاید برای اولین بار قهرمان قصههای مادربزرگشان را روی صحنه میدیدند، فضا را پر کرده بود. «جیرتدان»، آن قهرمان کوچک و باهوش ادبیات شفاهی آذربایجان که جثهی کوچکش، هوشی بیکران را پنهان کرده، این بار نه در صفحات کتابهای قصه، که در برابر دیدگان مخاطبان جان گرفت.

این نمایش، از همان پردهی اول، اثبات کرد که برای فتح قلب کودکان امروز، نیازی به تقلید نیست؛ بلکه بازآفرینی خلاقانه کافی است. گروه اجرایی با بهرهگیری هوشمندانه از موسیقی زنده، که همچون تپش قلب نمایش عمل میکرد، و حرکات موزون هماهنگ، توانستند فضایی رنگارنگ و سرشار از انرژی بیافرینند. طراحی صحنه و لباس خلاقانه، تماشاگران را از صندلیهای سالن آمفیتئاتر به دل جنگلی خیالانگیز و ماجراهایی پرفراز و نشیب برد.
اما ستارههای بیچونوچرای این اجرا، بازیگران خردسال و نوجوانی بودند که با اجرایی چشمنواز و سرشار از صداقت کودکانه، درخشیدند. شور و اشتیاق آنها در هر دیالوگ و هر حرکت، به سادگی به مخاطب منتقل میشد و نشان میداد که این اثر با عشق و برای کودکان ساخته شده است.

«جیرتدان» تنها یک نمایش شاد و سرگرمکننده نبود؛ بلکه یک کلاس درس شیرین و غیرمستقیم بود. در لایههای زیرین ترانههای شاد و رقصهای گروهی، مفاهیمی حیاتی چون اهمیت دوستی، ارزش همکاری و لزوم احترام به طبیعت، به شکلی جذاب و قابل درک برای ذهنهای جوان بازگو میشد. این نمایش به کودکان آموخت که قدرت واقعی، نه در جثهی بزرگ، که در هوش، شجاعت و اتحاد نهفته است.
استقبال پرشور خانوادهها و تشویقهای بیامان در پایان اجرا، گواهی بر موفقیت این اثر بود. «جیرتدان» توانست نه تنها کودکان را مسحور خود کند، بلکه والدین را نیز به سفری نوستالژیک به دوران کودکیشان ببرد؛ زمانی که با همان قصه به خواب میرفتند. این نمایش، جشنی باشکوه برای فرهنگ، هنر و تخیل بود که ثابت کرد قهرمانان اصیل، هرگز فراموش نمیشوند.